در بخش قبلی به وضع زنان در قرآن و تارخ اسلام اشاره کردیم اما در این بخش بیشتر بحث کلامی را پیگیری میکنیم . و این بحث را با طرح سوالی آغاز خواهیم کرد . گفته شد که در جوامع اروپائی دین مسیحیت یک نماد مردانه داشته و دارد و زنان قادر نبودند و نیستند مراتب بالای سازمانهای مذهبی را تصاحب کنند . حال اگر در اسلام مرجعیت را یک مقام بالا در سازمان دینی فرض کنیم چطور است که با اینکه زن و مرد با هم تفاوتی ندارند(از نظر عقلی) زنان نمی توانند مرجع تقلید باشند؟
این که می گویند انسان ها با هم متفاوت نیستند در صورتی درست است که شناخت ما از انسان جامع باشد ولی این در حالی است که شناخت ما از انسان اجمالی است و نه تفصیلی . انسان موجودی پیچیده است . دانشمندان و روانشناسان هم به پیچیدگی انسان پی برده اند.
زنان در حالت کلی و بر حسب نوع عاطفی و احساسی تر و رحم ولطف شان بیشتر است . و مردان نیز بر حسب نوع در مدیریت قویترند . این حالتهای گاهان متضاد باعث میشود که یک سلسه وظایف خاص برای هر کدام تعریف شود . البته از نظر قرآن این تفاوت ها باعث پیشرفت بشر میشود . اما نکته اینجاست که تفاوت زمانی اتفاق می افتد که شرایط یکسان و مساوی باشد .
و همچنین است که قرآن برای کسب کمالات نفسانی بین دو جنس تفاوتی قائل نشده است . (125 ، نساء /96 ، نحل)
در اسلام فتوا دادن امری بزرگ تلقی میشود و هر کسی قادر به آن نیست .آیت الله خوئی فرموده اند اگر چه ذکورت شرط مرجعیت است اما موجب تقدم و تاخر یکی از دو جنس نمی شود و اگر زنها هم به مدارج بالای علمی برسند میتوانند مرجع تقلید باشند و راه بسته نیست مثل مسئله جهاد در اسلام که بر مردان واجب است و بر زنان تکلیف نیست اما زنان هم میتوانند جهاد کنند.
گذشته از همه این مسائل باید طرز دیدمان را به این مسئله عوض کنیم و به مرجعیت به عنوان مقام و جاه نگاه نکنیم . در اینجا مسئله تکلیف و مسئولیت مطرح است .
و در پایان نمیشود مسئله زن در اسلام و حکومتهای مسلمان را با زن در حکومتهای لیبرالیستی و سوسیالیستی مقایسه کرد . باید دید زن در نظام کلی اسلام چه جایگاهی دارد و در بستر اسلام باید مسئله زن بررسی شود.
پایان
بهار85
منابع:
شهید مطهری ، حماسه حسینی،انتشارت صدرا 1363
شهید مطهری ، نظام حقوق زن در اسلام،انتشارات صدرا
علامه جوادی آملی ، زن در آیینه جمال و جلال
آیت الله صافی گلپایگانی ، معارف دین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 13:53  توسط مهدی منتظری مقدم
|
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست
نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست
فقط نه به هوای تو اشک می ریزم
که هر چه رود در این سرزمین مسافر توست
همان بس است که با سجده دانه بر چیند
کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست
به وصف هیچ کسی جز تو دم نخواهم زد
خوشا کسی که اگر شاعر است ، شاعر توست
که گفته است که من شمع محفل غزلم ؟!
به آب و آتش اگر می زنم به خاطر توست
فاضل نظری
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 19:26  توسط مهدی منتظری مقدم
|
مرا سوزی است در جان ، زبانم را نمی گیرد
اجـل را می شناسم من ، جانم را نمی گیرد
نگاه حسرت خود را کشم هر دم به سوی تو
مقصر کیست ماه من نشـانـم را نمــی گیرد
درون شب زنم نعره نه از مستی ز بد عهدی
چــرا دیـگر نـگار مـن نـهانـم را نمـی گـیـرد
بدان عاشق دروغ است گر کسی گوید نگار من
برای وصل مشتاق ست و دینم را نمی گیرد
م.مقدم
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 19:12  توسط مهدی منتظری مقدم
|
جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
ای هستی تو ننگ عدم ! تا به کجا هیچ؟
دیـــدی عــدم هستــی و دیـــدی الــــم دهـــر
با این همه عبرت ، ندمید از تو حیا هیچ
بیدل دهلوی
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 18:43  توسط مهدی منتظری مقدم
|
همانگونه که قبلا وعده داده شده بود در این فصل بیشتر به وضعیت زن در تاریخ اسلام نگاه میکنیم و آن را مورد بررسی قرار میدهیم.
تحقیقات تاریخی و ملاحضات روانی ثابت کرده است که زن در ساختن مرد بیشتر موثر بوده است تا مرد در ساختن زن . اما اینجا میخواهیم به سه شکل متفاوت نقش زن در تاریخ بپردازیم.
سه شکل نقش مستقیم زن در ساختن تاریخ:
۱.زن شیء گرانبها و بدون نقش : در این برهه نه اینکه برای زن ارزش قائل نباشند بلکه بر عکس مانند الماس که شیء گرانبهایی است برایش ارزش قائل بودند اما زن شیء گرانبهایی بود نه شخص گرانبهایی.
۲.زن شخص بی بها و دارای نقش : در این زمان زن ارزش خود را از دست داده بود ولی در اجتماع ایفای نقش میکرد و نگاه به زن نگاهی ابزاری بود . اکثر جوامع اروپایی این وضعیت را دارند.
۳.زن شخص گرانبها و دارای نقش :این رویه ای است که اسلام ترویج میکند .یعنی زن دیگر شیء گرانبها نیست بلکه شخصی گرانبها است و میتواند مانند مرد در جامعه نقش ایفا کند و به کمالات نفسانی برسد مانند کسب علم،هنر،عبادت و... . زن در اجتماع دارای حریمی است که حریم مسئله ای است بین محدودیت و اختلال.
زن در قرآن
وقتی به قرآن مراجعه میکنیم ، می بینیم تاریخ مذهب و دین آن طور که قرآن تشریح کرده است یک تاریخ مذکر و مونث است.
فکر غلط مسیحیان درباره زن: چون عیسی(ع) زن نداشت و کیشیش ها هم مجردند کم کم این فکر در دین مسیح القا شد که زن عنصر گناه و فریب است . و ماجرای آدم و حوا را شاهد مثال خود میاورند . آنها معتقدند که در این ماجرا شیطان نمی توانست به آدم نفوذ کند ابتدا حوا را فریب داد وبعد آدم هم فریب حوا را خورد . اما این طرز بیان قصه طرز تحریف شده آن است چرا که قرآن وقتی به ماجرای آدم و حوا میرسد میگوید شیطان هر دو را فریب داد.(فوسوس لهما الشیطان)
در قرآن داستانهای زیادی درباره زنانی که در تاریخ دین نقش ایفا کرده اند آمده است. مانند ساره زن حضرت ابراهیم(ع) ، مادر حضرت موسی(ع) ، مریم مادر حضرت عیسی(ع) ، حضرت زهرا(س) و... .
در تاریخ اسلام اولین افرادی که اسلام آوردن علی (ع) و حضرت خدیجه بودند. و از نظر علل ظاهری اگر حضرت خدیجه نبود پیغمبر کاری از پیش نمی برد . خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه در مقابل هزاران نفر ایراد کردند نشانگر کمال یک زن مسلمان را است.و در جای دیگر قافله سالاری حضرت زینب (س) در وقایع کربلا.
زنان حتی در تارخ اسلام در حفظ و نگهداری از معارف اسلامی نقشی موثر داشتند . حدیثی نقل شده است که راویان آن چهل فاطمه اند که آخر به فاطمه دختر پیامبر میرسد و ایشان مستقیما از دهان مبارک پیغمبر این حدیث را شنیده بودند .
این ها تنها موارد کوچک بود که در این زمینه بیان شد و هزاران مورد دیگر که مجال بیان آن نیست . ان شاء الله در فرصت بعدی بحث کلامی را بیان میکنیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 12:8  توسط مهدی منتظری مقدم
|
به کفر مستم و پیمانه می زنم با تو
چرا که معتقدم لا اله الا تو
اگر چه با دل من اشناتری از من
کسی به کنه دلم پی نبرد حتی تو
من و تو اتش وابیم من کجا توکجا
چه قدر فاصله می بینم از خودم تا تو
دلم به مژده حافظ خوش است و وعده تو
به خوش حسابی او مطمئنم اما تو؟
کمی به خویش بیا و کمی به فکر برو
ببین تو را به خدا بی وفا منم یا تو
هادی محمد حسنی
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 21:39  توسط مهدی منتظری مقدم
|