تبليغاتX
می ‏، دلیر بنوش

می ‏، دلیر بنوش

سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم . . . . . که من نسیم حیات از پیاله می‌جویم

سایه

بسمه تعالی

 

تنها رقیب من در جاده زندگی سایه ام بود . گاهی من در تعقیب او ، گاهی او در تعقیب من  و گاهی سایه به سایه  با هم در حرکت بودیم . ولی نهایتا او بود که توانست از پرتگاه زندگی عبور کند...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 18:24  توسط مهدی منتظری مقدم  | 

برگه ها بالا...

بسمه تعالی

زندگی برای من نقطه سر خط نبود ، بلکه نقطه ایی بود که بعد از آن باید برگه ام را بالا میگرفتم.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:38  توسط مهدی منتظری مقدم  |