امید

بسمه تعالی
خدایا روزنه ایی امید ...
سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم . . . . . که من نسیم حیات از پیاله میجویم

بسمه تعالی
خدایا روزنه ایی امید ...
بسمه تعالی
غم ، باران ، جاده آشنایان این روزهای من ...


بسمه تعالی
بعدی از مدتی دوباره تصمیم گرفتم بنویسم چرا که در محاسباتی که با خودم داشتم دیدم ما را ابزاری جز زبان برای گفتن و قلم برای نوشتن نیست پس شاید جفا باشد که زبان و قلم خویش را در نیام کشیم از همین روست که با دلیری می نوشیدن را اتخاذ کردم...
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش كه دور شاه شجاع است مي دلير بنوش
والسلام
بهار ۸۶