سالی که نکوست از بهارش پیداست...
بسمه تعالی
- صداهایی مبهم
- دستهایی خالی
- افکاری در سطوح مختلف و البته متناقض
- احساساتی دست خورده
- غروری شکسته
- فضایی مه آلود
- و به شماره افتادن نفسهایی که رایحه خوش لجن دارند...
پ.ن : ابتذال نوشته اخیر رو دوستان گرامی به بزرگی خودشون ببخشند . و دیگر اینکه این شیوه نه توصیه میشه نه تحسین و نه ترویج
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 21:12  توسط مهدی منتظری مقدم
|
